پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

گر مهر فاحببت بذرات نه ساریست

سرگشتگی عالم و آدم ز طلب چیست

از شوق تو سرگشته شد افلاک و کواکب

واندر طلبت آب بهر گوشه جاریست

از کعبه ترا گر طلبد زاهد عابد

مطلوب ز بتخانه و از دیر بگو کیست

ز آئینه دل زنگ دوئی گر بزدائی

روشن بنماید که همه، غیر یکی نیست

این طرفه که از باده وصلش همه مستند

در قید خمار غم هجران ز اسیریست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰شفای این دل بیمار جز لقای تو نیست
  2. شمارهٔ ۱۲۱نیست ما را هیچ فکری جز لقای روی دوست
  3. شمارهٔ ۱۲۲دایما درد تو همراه منست
  4. شمارهٔ ۱۲۳بیا جانا که بی تو جان خرابست
  5. شمارهٔ ۱۲۴گردیدن گردون یقین از عشق جانان بوده است
  6. شمارهٔ ۱۲۵روی تو ظاهرست بعالم نهان کجاست
  7. شمارهٔ ۱۲۶روی چو مهت کاینه جان و جهانست
  8. شمارهٔ ۱۲۷رند و قلاشیم و مست و می پرست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.