پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

گردیدن گردون یقین از عشق جانان بوده است

جانا نگر کز جست و جو یک لحظه کی آسوده است

ارواح قدسی زین سبب بیخورد و بیخواب آمده

عقل کل اندر عمرها زین غم دمی نغنوده است

بینی که باد تندخو چون آب و آتش دم بدم

افتان بخاک ره چنین آن هم ازین غم بوده است

یاقوت و لعل از مهر او افتاده در کوه و کمر

از اشک خونین لاله را دامن بخون آلوده است

حیوان و انسان از طلب گشته روان از هر طرف

این رفتن واین آمدن گوئی مگر بیهوده است

چشم بصیرت را گشا یک یک ازین ها کن نگاه

از گوش جان بشنو ز من کین نکته کس نشنوده است

خامش اسیری تا بکی افشای این سر بهر چیست

عارف کجا نااهل را رمزی ازین بنموده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶روی چو مهت کاینه جان و جهانست
  2. شمارهٔ ۱۲۷رند و قلاشیم و مست و می پرست
  3. شمارهٔ ۱۲۸میخانه از لعل لب تو پرشرو شور است
  4. شمارهٔ ۱۲۹مهر روی تو که تابان ز همه ذراتست
  5. شمارهٔ ۱۳۰ای نهان خورشید ذات تو در ابر کاینات
  6. شمارهٔ ۱۳۱تا نقد دارضرب معارف کلام ماست
  7. شمارهٔ ۱۳۲تا که خورشید جمال از برج رویت طالعست
  8. شمارهٔ ۱۳۳حسن خوبان جهان عکس رخ زیبای اوست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.