پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

میخانه از لعل لب تو پرشرو شور است

مسجد ز تجلی رخت غرقه نورست

عکس رخ تو زآینه کون هویداست

لیکن چه کند عامی بیچاره که کورست

در پرده ذرات جهان گرچه نهانی

آن نیز بروی تو که از فرط ظهورست

حسن رخ تو ظاهر و پیداست ز عالم

تابان همه ذرات ز مهر تو چو هورست

در ملک دل عاشق غمدیده چه گویم

کز روح خیال تو چه شادی چه سرورست

هرکس که بجز کوی تو و روی تو جوید

گر جنت و حورست که از عین قصورست

در مانده اسیری بغم عشق چنانست

کز بود حود و دنیی و عقبیش نفورست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰ای نهان خورشید ذات تو در ابر کاینات
  2. شمارهٔ ۱۳۱تا نقد دارضرب معارف کلام ماست
  3. شمارهٔ ۱۳۲تا که خورشید جمال از برج رویت طالعست
  4. شمارهٔ ۱۳۳حسن خوبان جهان عکس رخ زیبای اوست
  5. شمارهٔ ۱۳۴مقبل کسی که شادی وصل تو دیده است
  6. شمارهٔ ۱۳۵ای که کوی یارمیجویی دو عالم کوی اوست
  7. شمارهٔ ۱۳۶جانا بیا که صحبت جانانم آرزوست
  8. شمارهٔ ۱۳۷ما ز جام باده عشقیم مخمورالست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.