پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴

مقبل کسی که شادی وصل تو دیده است

خرم دلی که از غم هجران رهیده است

شادست آنکه دولت غم های عشق تو

برجان و دل بملک دو عالم خریده است

آرد بدست دامن معشوق بیگمان

هر عاشقی که محنت عشقش کشیده است

هرکو ز خود برست نه بیند غم فراق

در مسند وصال تو خوش آرمیده است

هر دم به دیده حسن دل افروز جلوه ده

مرآت حسن تو دایم چو دیده است

در ظلمت شب است نهان آفتاب روز

تا خط مشکبار تو بررخ دمیده است

تا ناظرست دیده اسیری بروی او

زان حسن نوربخش چه گویم چه دیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶جانا بیا که صحبت جانانم آرزوست
  2. شمارهٔ ۱۳۷ما ز جام باده عشقیم مخمورالست
  3. شمارهٔ ۱۳۸ای ز خورشید جمالت گشته روشن کاینات
  4. شمارهٔ ۱۳۹تا بعشق تو جان گرفتارست
  5. شمارهٔ ۱۴۰عاشقان را در طریق عشق حالی دیگرست
  6. شمارهٔ ۱۴۱هرکه عاشق نیست مرد کار نیست
  7. شمارهٔ ۱۴۲آنکه پنهان دل ز مردم می برد پیداست کیست
  8. شمارهٔ ۱۴۳زاد راه عاشقان سوز و نیاز و زاریست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.