پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸

ای ز خورشید جمالت گشته روشن کاینات

وی ز مهر ماه رویت چرخ و انجم بی ثبات

سبعه سیاره سرگردان ز شوق روی تو

برامید بوی وصلت آرمیده ثابتات

ابر فیضت گر نمی بارید برملک عدم

کی دمیدی سبزه و گل در زمین ممکنات

آفتاب ذات تابان شد ز ذرات جهان

این کسی داند که بیند ذات را عین صفات

هرکه روی تو ز مرآت جهان بیند عیان

گشت یکسان در شهودش کعبه و لات و منات

چون مسیحای لب تو دم دمد در مرده ها

در نفس هریک برون آرد سر از جیب حیات

چون اسیری پرتو خورشید روی نوربخش

هر که بیند یابد از قید من و مائی نجات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰عاشقان را در طریق عشق حالی دیگرست
  2. شمارهٔ ۱۴۱هرکه عاشق نیست مرد کار نیست
  3. شمارهٔ ۱۴۲آنکه پنهان دل ز مردم می برد پیداست کیست
  4. شمارهٔ ۱۴۳زاد راه عاشقان سوز و نیاز و زاریست
  5. شمارهٔ ۱۴۴با غم معشوق ما را کارهاست
  6. شمارهٔ ۱۴۵صورت یاربخواب امد و در گوشم گفت
  7. شمارهٔ ۱۴۶دو عالم غرق انوار تجلی است
  8. شمارهٔ ۱۴۷گشت تابان مهر ذاتش از صفات
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.