پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

تا بعشق تو جان گرفتارست

دل از این درد و غم جگرخوارست

عمر خود هرکه بی غم عشقت

میگذارد بهر زه بیکارست

مکن انکار عشق ما زاهد

عاشقان را بعشق اقرارست

گرد کوی تو دایما عاشق

پا بجا در سفر چو پرگارست

خود محالست از تو ببریدن

با تو پیوستن ازچه دشوارست

هرکه از درد عشق بیم آرد

نیست عاشق که مرد بیمارست

دل بسودای وصل جانان باخت

جان ودل را، واز دوئی وارست

کی فرود آوریم سر به بهشت

غرض عاشقان چو دیدار است

چون اسیری بقید عشق رخش

جمله خلق جهان گرفتارست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱هرکه عاشق نیست مرد کار نیست
  2. شمارهٔ ۱۴۲آنکه پنهان دل ز مردم می برد پیداست کیست
  3. شمارهٔ ۱۴۳زاد راه عاشقان سوز و نیاز و زاریست
  4. شمارهٔ ۱۴۴با غم معشوق ما را کارهاست
  5. شمارهٔ ۱۴۵صورت یاربخواب امد و در گوشم گفت
  6. شمارهٔ ۱۴۶دو عالم غرق انوار تجلی است
  7. شمارهٔ ۱۴۷گشت تابان مهر ذاتش از صفات
  8. شمارهٔ ۱۴۸پیش عارف که ز آفات طریق اگاهست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.