پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

زاد راه عاشقان سوز و نیاز و زاریست

کار عالم جز غم عشقت همه بیکاریست

خواب بر چشمم حرام آمد ز شوق روی تو

ز اشتیاقت کار عاشق روز و شب بیداریست

هرچه برجان من آید از تو مهرست و وفا

گر جفایی میرود بر دل ز تو دلداریست

از غم عشق تو شادیهاست در جان و دلم

کز غم عشق تو عاشق را بسی غمخواریست

پیش دلبر جان و دل در باز گر تو عاشقی

جان نثار عشق جانان کردن از ناچاریست

زاهد بی درد هرگز مرد درد عشق نیست

لیک عاشق در غم معشوق مرد کاریست

با لقای نور بخشش عزت دنیا و دین

پیش رندان ای اسیری عین ذل و خواریست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵صورت یاربخواب امد و در گوشم گفت
  2. شمارهٔ ۱۴۶دو عالم غرق انوار تجلی است
  3. شمارهٔ ۱۴۷گشت تابان مهر ذاتش از صفات
  4. شمارهٔ ۱۴۸پیش عارف که ز آفات طریق اگاهست
  5. شمارهٔ ۱۴۹هرکه او پیوسته با یاد خداست
  6. شمارهٔ ۱۵۰از شوق رخت در همه جا غلغله هست
  7. شمارهٔ ۱۵۱جمله عالم رو بما دارند و مارا روبدوست
  8. شمارهٔ ۱۵۲دل را بجمال رخ تو مهر تولاست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.