پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸

پیش عارف که ز آفات طریق اگاهست

دیدن علم و عمل هر دو حجاب راهست

مهر رخسار تو بیند ز همه ذره عیان

هرکه او را بجهان جان ودل آگاهست

هرگدایی که بدرگاه تو یابد راهی

خاک پایش بیقین تاج سریر شاهست

دعوی حسن ترا ای صنم مه سیما

شاهد عذل یکی مهر و دگر یک ماهست

گرچه داری تو بهر گوشه گرفتار دگر

مست و دیوانه بعشقت عجب ار چون ما، هست

سالک راه بمنزل برسد آخر کار

همت پیر طریقت اگرش همراهست

دولت وصل تو چون جان اسیری دریافت

دل که فارغ ز غم منصب و مال و جاهست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۰از شوق رخت در همه جا غلغله هست
  2. شمارهٔ ۱۵۱جمله عالم رو بما دارند و مارا روبدوست
  3. شمارهٔ ۱۵۲دل را بجمال رخ تو مهر تولاست
  4. شمارهٔ ۱۵۳هر دل که از کدورت طبع و هوا برست
  5. شمارهٔ ۱۵۴بختم مدد نداد که بینم وصال دوست
  6. شمارهٔ ۱۵۵ای برده سبق از همه خوبان به ملاحت
  7. شمارهٔ ۱۵۶دل را که داغ عشق ندارد نشان کجاست
  8. شمارهٔ ۱۵۷ای بیخبر از حالت رندان خرابات
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.