پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷

ای بیخبر از حالت رندان خرابات

زین می نچشیدی که شدی سوی مناجات

گر نوش کنی جرعه زین جام مصفا

آنگاه شوی صوفی صافی ز کدورات

تا چند خوری غصه باغ و رز وانگور

می نوش که تاباز رهی زین همه آفات

زین باده اگر مست شوی هر دو جهان را

محکوم تو سازند زهی لطف و عنایات

در گوشه میخانه اگر جای دهندت

زنهار مشو در پی تحصیل مقامات

زان باده طلب کن که از و موسی عمران

نوشید و چنان بیخبر افتاد بمیقات

می نوش اگر میطلبی خارق عادت

تا مست نگردی چه زنی دم زکرامات

تا مست ازین می نشوی وانشناسی

اسرار دل اهل دل از شطح وز طامات

نوشیدن می از کف ساقی سقاهم

در پیش اسیری است به از جمله عبادات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹تا که خورشید جمالت بجهان تابان گشت
  2. شمارهٔ ۱۶۰درد بی درمان بعالم دردماست
  3. شمارهٔ ۱۶۱مانیستیم و هستی ما هستی خداست
  4. شمارهٔ ۱۶۲ای دل دیوانه تاکی بیخودیها کردنت
  5. شمارهٔ ۱۶۳ای طلعت تو مطلع انوار سعادات
  6. شمارهٔ ۱۶۴عالم چو نقش موج ببحر وجود اوست
  7. شمارهٔ ۱۶۵ای صنم سمن بران دست منست و دامنت
  8. شمارهٔ ۱۶۶اسرار یقین را بگمانی شده باحث
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.