پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۸

تا یار پرده از رخ چون ماه برگرفت

آتش به جان جمله ذرات درگرفت

بگشا نظر که نور تجلی حسن یار

تابنده گشت و کون و مکان سربه سر گرفت

رخسار او به ناز و کرشمه هزار بار

صد نکته روبرو به رخ ماه و خَور گرفت

تا یک نظر جمال تو بیند اسیر عشق

دنیا و دین فدای همان یک نظر گرفت

زاهد که توبه کرد ز اطوار عاشقی

رویت چو دید، عشق دگر ره ز سر گرفت

حسنت ز بهر جلوه همی جست آینه

هر سو نظاره کرد، سخن در بشر گرفت

شهباز وصل او که نیامد به دام کس

بنگر اسیریش چو ز روی هنر گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰درد بی درمان بعالم دردماست
  2. شمارهٔ ۱۶۱مانیستیم و هستی ما هستی خداست
  3. شمارهٔ ۱۶۲ای دل دیوانه تاکی بیخودیها کردنت
  4. شمارهٔ ۱۶۳ای طلعت تو مطلع انوار سعادات
  5. شمارهٔ ۱۶۴عالم چو نقش موج ببحر وجود اوست
  6. شمارهٔ ۱۶۵ای صنم سمن بران دست منست و دامنت
  7. شمارهٔ ۱۶۶اسرار یقین را بگمانی شده باحث
  8. شمارهٔ ۱۶۷دوستانم باز خواهد گشت یارم الغیاث
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.