پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶

اسرار یقین را بگمانی شده باحث

کی کشف شود علم لدنی بمباحث

آن واحد با لذات که شد کون صفاتش

حقا که ندارد بجهان ثانی و ثالث

آن نور که ذرات جهان سایه اویند

بحریست که موجش بود اکوان و حوادث

زان دم که ز خود فانی و باقی بخدایم

هم ناصر و منصورم و هم مهدی و حارث

میراث بر علم نبی چونکه ولی بود

مائیم بحق سرنبی را شده وارث

زاهد چو ندارد ز می عشق تو لذت

بر طعنه عشاق شود این همه باعث

حیران رخت شد ز ازل جان اسیری

عشق من و حسن تو قدیمند نه حادث

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸این حیله سازی فلک کینه دار هیچ
  2. شمارهٔ ۱۶۹جان ما را در ازل دادند با عشق امتزاج
  3. شمارهٔ ۱۷۰گر نداند درد عشق دوست را عاشق فلاح
  4. شمارهٔ ۱۷۱با درد عشق جانان درمان چه کار دارد
  5. شمارهٔ ۱۷۲از شاهد و می گر خبری هست بگوئید
  6. شمارهٔ ۱۷۳دوشم از میخانه پیر میکده آواز داد
  7. شمارهٔ ۱۷۴زان پیشتر که دور جهان را مدار بود
  8. شمارهٔ ۱۷۵از قید غم جهان شد آزاد
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.