پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۲

از شاهد و می گر خبری هست بگوئید

چون باده پرستی هنری هست بگوئید

در کوی خرابات فنا سالک ره را

جز عشق اگر راهبری هست بگوئید

معشوق مرا کز غم او بیدل و دینم

با عاشق بیدل نظری هست بگوئید

غیر از رخ جانان که شد او مطلع انوار

در دور اگر ماه و خوری هست بگوئید

جز رفتن این مرتبه قید باطلاق

درسیر و سلوک ار سفری هست بگوئید

چون غمزه فتان تو ای ماه پری رو

در دور قمر فتنه گری هست بگوئید

از بهر خمار اشکن اگر صاف اگر درد

در میکده گر ماحضری هست بگوئید

جز زاهد رعنا که بود مانع عشاق

در عشق اگر دردسری هست بگوئید

چون پیر مغان عارف اسرار کماهی

گر زانک بعالم دگری هست بگوئید

جز شادی وصل و غم هجران زخ یار

بالله که بهشت و سقری هست بگوئید

در کوی خرابات بقلاشی و رندی

گر خود ز اسیری بتری هست بگوئید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۴زان پیشتر که دور جهان را مدار بود
  2. شمارهٔ ۱۷۵از قید غم جهان شد آزاد
  3. شمارهٔ ۱۷۶ساقی چه شد که جمله جهان می پرست شد
  4. شمارهٔ ۱۷۷جانم اسیر دام سر زلف یار شد
  5. شمارهٔ ۱۷۸بیا که یار ز رخسار پرده را بگشود
  6. شمارهٔ ۱۷۹دل ما وایه روی تو دارد
  7. شمارهٔ ۱۸۰ره روانی که راه حق پویند
  8. شمارهٔ ۱۸۱عاشق بکوی عشق چو خود را فدی کند
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.