پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰

ره روانی که راه حق پویند

از خدا جز خدا نمی جویند

واله آن جمال و رخسارند

عاشق حسن آن پری رویند

صورت او بدیده بنگارند

نقش غیرش ز لوح دل شویند

راز اورا بگوش او شنوند

هرچه گویند هم بدو گویند

روز و شب بیقرار و آرامند

همه در جست و جوی دلجویند

گر بصورت ز آدمی زادند

هم ملک سیرت و خدا خویند

طیلسان فنا چو می پوشند

فارغ از دلق کهنه و نویند

قطب دور و محیط دایره اند

همچو پرگار گرد خود پویند

ای اسیری نگر بعین یقین

کین همه نقش صورت اویند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲زهی جمال و ملاحت که یار ما دارد
  2. شمارهٔ ۱۸۳جان ما بربست رخت و سوی جانان می‌رود
  3. شمارهٔ ۱۸۴چون سوز عشقت پایان ندارد
  4. شمارهٔ ۱۸۵چو حسن روی او جلوه گری کرد
  5. شمارهٔ ۱۸۶از ما سخن کشف و کرامات مپرسید
  6. شمارهٔ ۱۸۷چون از ازل نصیبه ما عشق یار بود
  7. شمارهٔ ۱۸۸چون جمال دوست خود را جلوه داد
  8. شمارهٔ ۱۸۹یارم چو ز رخ نقاب بگشود
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.