پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

از قید غم جهان شد آزاد

هر کو دل و جان بعشق او داد

برجان خراب عشق بازان

تا چند کند جفا و بیداد

شد نوبت وصل و هجر بگذشت

وارستم ازین غم و شدم شاد

کی بهره بود ز عاشقانت

زاهد که کند ز عشق واداد

هرگز ز کمند زلف جانان

جان و دل ما نگشت آزاد

شد عین شراب آخر کار

آن دل که ز جرعه زدی داد

معشوقه پرست شد اسیری

از زهد دگر کجا کند یاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷جانم اسیر دام سر زلف یار شد
  2. شمارهٔ ۱۷۸بیا که یار ز رخسار پرده را بگشود
  3. شمارهٔ ۱۷۹دل ما وایه روی تو دارد
  4. شمارهٔ ۱۸۰ره روانی که راه حق پویند
  5. شمارهٔ ۱۸۱عاشق بکوی عشق چو خود را فدی کند
  6. شمارهٔ ۱۸۲زهی جمال و ملاحت که یار ما دارد
  7. شمارهٔ ۱۸۳جان ما بربست رخت و سوی جانان می‌رود
  8. شمارهٔ ۱۸۴چون سوز عشقت پایان ندارد
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.