پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴

زان پیشتر که دور جهان را مدار بود

از شوق روی دوست دلم بیقرار بود

هرگز نگشت جان من از وصل ناامید

چون لطف دوست در حق من بیشمار بود

منصور وار گفت اناالحق بپای دار

هرکو بدار عشق چو او پایدار بود

مستی بی خمار بجز جان ما که دید؟

کو مست سرمدی ز می بی خمار بود

زان دم که شاه حسن تو زد خیمه در جهان

عالم ز شور عشق پر از گیرو دار بود

ناموس و فخر ما بجهان چیست؟عشق یار

عشاق را ز زهد ریا ننگ و عار بود

بی ما و من برفت اسیری براه دوست

چون ما و من حجاب ره وصل یار بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۶ساقی چه شد که جمله جهان می پرست شد
  2. شمارهٔ ۱۷۷جانم اسیر دام سر زلف یار شد
  3. شمارهٔ ۱۷۸بیا که یار ز رخسار پرده را بگشود
  4. شمارهٔ ۱۷۹دل ما وایه روی تو دارد
  5. شمارهٔ ۱۸۰ره روانی که راه حق پویند
  6. شمارهٔ ۱۸۱عاشق بکوی عشق چو خود را فدی کند
  7. شمارهٔ ۱۸۲زهی جمال و ملاحت که یار ما دارد
  8. شمارهٔ ۱۸۳جان ما بربست رخت و سوی جانان می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.