پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

گر نداند درد عشق دوست را عاشق فلاح

کی امید وصل او گردد مقارن با نجاح

رند و مستم بی جمال یار مخمور غمم

بی می دیدار عاشق را نباشد ارتیاح

از خمار کبر و نخوت هست زاهد در عذاب

جز شراب عشق نبود در خور اهل صلاح

ساقی مااز کرم میخانه را در باز کرد

جام می برکف گرفت و گفت رندان را صلاح

از سقیم ربهم جام پیاپی میخورم

نیستم زین عیش خالی در صباح و در رواح

جام وحدت با حریف ساده می نوشم مدام

باده توحید خوردن شد به دور ما مباح

ختم شد بر تو اسیری شرح حسن نوربخش

تا به وصف روی او کردی سخن را افتتاح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲از شاهد و می گر خبری هست بگوئید
  2. شمارهٔ ۱۷۳دوشم از میخانه پیر میکده آواز داد
  3. شمارهٔ ۱۷۴زان پیشتر که دور جهان را مدار بود
  4. شمارهٔ ۱۷۵از قید غم جهان شد آزاد
  5. شمارهٔ ۱۷۶ساقی چه شد که جمله جهان می پرست شد
  6. شمارهٔ ۱۷۷جانم اسیر دام سر زلف یار شد
  7. شمارهٔ ۱۷۸بیا که یار ز رخسار پرده را بگشود
  8. شمارهٔ ۱۷۹دل ما وایه روی تو دارد
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.