پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۷

دوستانم باز خواهد گشت یارم الغیاث

من ز دستش چاره جز مردن ندارم الغیاث

دامن وصلش نمی آید بدست و من چنین

در غم هجران او زار و نزارم الغیاث

جان و دل از درد عشقش خون شد و هرگز دمی

حال دل در پیش وی گفتن نیارم الغیاث

جرعه از باده لعل لبش خواهم که من

بی می لعلش مدام اندر خمارم الغیاث

می کشم بار غم عشق و جزاینم نیست کار

در غم عشقش همین است کار و بارم الغیاث

بیوفایی بین که خونم را بشمشیر جفا

دم بدم میریزد آن زیبا نگارم الغیاث

ترک چشمش رخت جان و دل به یغما می برد

از جفا و جور چشمش زار زارم الغیاث

غمزه چشمش بهر دم از کمان ابروان

میزند برجان خدنگ بی‌شمارم الغیاث

نیست هرگز ای اسیری از کمال غیرتش

در حریم خاص او یک لحظه بارم الغیاث

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۹جان ما را در ازل دادند با عشق امتزاج
  2. شمارهٔ ۱۷۰گر نداند درد عشق دوست را عاشق فلاح
  3. شمارهٔ ۱۷۱با درد عشق جانان درمان چه کار دارد
  4. شمارهٔ ۱۷۲از شاهد و می گر خبری هست بگوئید
  5. شمارهٔ ۱۷۳دوشم از میخانه پیر میکده آواز داد
  6. شمارهٔ ۱۷۴زان پیشتر که دور جهان را مدار بود
  7. شمارهٔ ۱۷۵از قید غم جهان شد آزاد
  8. شمارهٔ ۱۷۶ساقی چه شد که جمله جهان می پرست شد
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.