پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

درد بی درمان بعالم دردماست

کانچنان سرو روان از ما جداست

محنت ایام و غم های جهان

ز اشتیاق او نصیب جان ماست

کی علاج درد ما داند طبیب

درد و سوز عشق دردم را دواست

در هوایش رفت عمر و همچنان

جان و دل در آرزوی آن لقاست

من فدای آنکه از هستی خویش

نیست گشت و در بقای بی فناست

حیرت اندر حیرت آمد حال ما

هر دمش با ما چو نوعی عشوه هاست

واقف حال اسیری آن کسی است

کو بدرد عشق دایم مبتلاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲ای دل دیوانه تاکی بیخودیها کردنت
  2. شمارهٔ ۱۶۳ای طلعت تو مطلع انوار سعادات
  3. شمارهٔ ۱۶۴عالم چو نقش موج ببحر وجود اوست
  4. شمارهٔ ۱۶۵ای صنم سمن بران دست منست و دامنت
  5. شمارهٔ ۱۶۶اسرار یقین را بگمانی شده باحث
  6. شمارهٔ ۱۶۷دوستانم باز خواهد گشت یارم الغیاث
  7. شمارهٔ ۱۶۸این حیله سازی فلک کینه دار هیچ
  8. شمارهٔ ۱۶۹جان ما را در ازل دادند با عشق امتزاج
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.