پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۹

تا که خورشید جمالت بجهان تابان گشت

از شعاعش همه ذرات مه تابان گشت

دل که در کوی غم عشق تو منزل سازد

بیقین خانه عیش و طربش ویران گشت

بار دیگر سرو سامان بجهان باز نیافت

جان که در عشق تو سرگشته و بی سامان گشت

جان بیمار ز دردت بدوائی نرسید

گرچه عمری بجهان در پی این درمان گشت

پرتو نور تجلی تو بر دل چو بتافت

جان و دل بین که ازآن دم بچه رو حیران گشت

از خیال خرد و صبر و سکون بیزارست

جان که او عاشق و شیدای رخ جانان گشت

در همه شهر شود شهره بناموس و بنام

هرکه در کوی ملامت پی این رندان گشت

گو مجو زاهد ماشیوه تقوی ز کسی

کو برندی و بمستی بجهان دستان گشت

نامرادی و غم عشق و ریاضات و سلوک

بر اسیری بهوای تو همه آسان گشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۱مانیستیم و هستی ما هستی خداست
  2. شمارهٔ ۱۶۲ای دل دیوانه تاکی بیخودیها کردنت
  3. شمارهٔ ۱۶۳ای طلعت تو مطلع انوار سعادات
  4. شمارهٔ ۱۶۴عالم چو نقش موج ببحر وجود اوست
  5. شمارهٔ ۱۶۵ای صنم سمن بران دست منست و دامنت
  6. شمارهٔ ۱۶۶اسرار یقین را بگمانی شده باحث
  7. شمارهٔ ۱۶۷دوستانم باز خواهد گشت یارم الغیاث
  8. شمارهٔ ۱۶۸این حیله سازی فلک کینه دار هیچ
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.