پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

ای طلعت تو مطلع انوار سعادات

خورشید جمال تو عیان از همه ذرات

حسن همه خوبان شده آیات جمالت

ای مصحف رخسار تو مجموعه آیات

در هر چه نظر میکنم از روی حقیقت

منظور توئی غیر تو وهم است و خیالات

عارف که بود مست مدام از می توحید

شد بیخبر از تفرقه حال و مقامات

خواهی که شوی ز اهل یقین کشف طلب کن

تا چند روی در پی اخبار و روایات

چون مرتبه عشق شود منزل سالک

وارست ز قید خرد و رسم و ز عادات

میخواره و زاهد چو اسیری نتوان یافت

در صومعه و میکده و دیر و خرابات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵ای صنم سمن بران دست منست و دامنت
  2. شمارهٔ ۱۶۶اسرار یقین را بگمانی شده باحث
  3. شمارهٔ ۱۶۷دوستانم باز خواهد گشت یارم الغیاث
  4. شمارهٔ ۱۶۸این حیله سازی فلک کینه دار هیچ
  5. شمارهٔ ۱۶۹جان ما را در ازل دادند با عشق امتزاج
  6. شمارهٔ ۱۷۰گر نداند درد عشق دوست را عاشق فلاح
  7. شمارهٔ ۱۷۱با درد عشق جانان درمان چه کار دارد
  8. شمارهٔ ۱۷۲از شاهد و می گر خبری هست بگوئید
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.