پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۴

عالم چو نقش موج ببحر وجود اوست

بود همه جهان بحقیقت نمود اوست

مقصود آفرینش عالم جز او نبود

هستی هر دو کون طفیل وجود اوست

وصف جمال ماه رخان در قرون و دهر

مطرب بهر زمانه که سراید سرود اوست

تسبیح کاینات جهانرا بگوش هوش

بشنو یقین که جمله ثنا و درود اوست

این سلطنت نگر که سلاطین ملک دین

هر یک بهر زمانه ز خیل جنود اوست

فیض علوم و رحمت عام جهانیان

یک قطره ز قلزم زخار جود اوست

غافل مشو اسیری و بنگر که بیگمان

بود و نمود جمله بتحقیق بود اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶اسرار یقین را بگمانی شده باحث
  2. شمارهٔ ۱۶۷دوستانم باز خواهد گشت یارم الغیاث
  3. شمارهٔ ۱۶۸این حیله سازی فلک کینه دار هیچ
  4. شمارهٔ ۱۶۹جان ما را در ازل دادند با عشق امتزاج
  5. شمارهٔ ۱۷۰گر نداند درد عشق دوست را عاشق فلاح
  6. شمارهٔ ۱۷۱با درد عشق جانان درمان چه کار دارد
  7. شمارهٔ ۱۷۲از شاهد و می گر خبری هست بگوئید
  8. شمارهٔ ۱۷۳دوشم از میخانه پیر میکده آواز داد
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.