پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

ای برده سبق از همه خوبان به ملاحت

در حسن ربودی زبتان گوی لطافت

هرکس که سر از دولت عشق تو به پیچد

حقا که نه بیند بجهان روی سعادت

کس را نرسد گوهر معنی به بیان سفت

در حسن بلاغت چو توای کان فصاحت

از عشق بتان گرچه ملامت رسد اما

در عشق تو دیدیم همه امن و سلامت

ره رو که بعمری نظری روی ترا دید

زان نور و صفا یافت بحق راه هدایت

دانی که که دارد بجهان دیده حق بین

صاحب نظری کو بیقین دید لقایت

سودای دو گیسوی تو ای جان اسیری

شیدائی ما راکند هر لحظه زیادت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷ای بیخبر از حالت رندان خرابات
  2. شمارهٔ ۱۵۸تا یار پرده از رخ چون ماه برگرفت
  3. شمارهٔ ۱۵۹تا که خورشید جمالت بجهان تابان گشت
  4. شمارهٔ ۱۶۰درد بی درمان بعالم دردماست
  5. شمارهٔ ۱۶۱مانیستیم و هستی ما هستی خداست
  6. شمارهٔ ۱۶۲ای دل دیوانه تاکی بیخودیها کردنت
  7. شمارهٔ ۱۶۳ای طلعت تو مطلع انوار سعادات
  8. شمارهٔ ۱۶۴عالم چو نقش موج ببحر وجود اوست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.