پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

هر دل که از کدورت طبع و هوا برست

بیند عیان جمال رخت هر کجا که هست

مطلوب جان جمله بهر حال جز تو نیست

گر شیخ زاهدست و گر رند می پرست

مست ترا بطعنه خلقان چه التفات

رندانه چون بسنگ ملامت سبوشکست

یابد، لباس هستی مطلق ز وصل یار

در نیستی ز غیر خودی هرکه بازرست

از ذوق عاشقان بحقیقت خبر نیافت

هشیار تا ز باده عشقش نگشت مست

هرکو بعاشقی ز سر صدق پا نهاد

هرگز نداد دامن معشوق را ز دست

زاهد بعشق عیب اسیری چه میکند

این بود چون نصیب وی از قسمت الست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵ای برده سبق از همه خوبان به ملاحت
  2. شمارهٔ ۱۵۶دل را که داغ عشق ندارد نشان کجاست
  3. شمارهٔ ۱۵۷ای بیخبر از حالت رندان خرابات
  4. شمارهٔ ۱۵۸تا یار پرده از رخ چون ماه برگرفت
  5. شمارهٔ ۱۵۹تا که خورشید جمالت بجهان تابان گشت
  6. شمارهٔ ۱۶۰درد بی درمان بعالم دردماست
  7. شمارهٔ ۱۶۱مانیستیم و هستی ما هستی خداست
  8. شمارهٔ ۱۶۲ای دل دیوانه تاکی بیخودیها کردنت
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.