پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

از شوق رخت در همه جا غلغله هست

از زلف توبرجان جهان سلسله هست

از جور غم عشق تو در ملک دل و جان

بس فتنه و آشوب و عجب زلزله هست

گر شاهد جانها بخرابات نیامد

در مجلس مستان ز چه رو غلغله هست

تا مهر جمال تو بتابید بذرات

پیوسته در آفاق جهان ولوله هست

مفتی چه نشستی که از این کوچه تقلید

تا منزل تحقیق بسی مرحله هست

بی پیر مرو راه طریقت که درین راه

در هر قدمی واقعه هایله هست

تنها چه روی راه خطرناک اسیری

هر دم چو ازین راه روان قافله هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲دل را بجمال رخ تو مهر تولاست
  2. شمارهٔ ۱۵۳هر دل که از کدورت طبع و هوا برست
  3. شمارهٔ ۱۵۴بختم مدد نداد که بینم وصال دوست
  4. شمارهٔ ۱۵۵ای برده سبق از همه خوبان به ملاحت
  5. شمارهٔ ۱۵۶دل را که داغ عشق ندارد نشان کجاست
  6. شمارهٔ ۱۵۷ای بیخبر از حالت رندان خرابات
  7. شمارهٔ ۱۵۸تا یار پرده از رخ چون ماه برگرفت
  8. شمارهٔ ۱۵۹تا که خورشید جمالت بجهان تابان گشت
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.