پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

با غم معشوق ما را کارهاست

از جفای عشق بردل بارهاست

سربلندیهاست از دلبر مرا

گرچه از عشق من او را عارهاست

دایم از شوق گلستان رخش

بلبل جان را هزاران زارهاست

زاهدان را لذت عشق تو نیست

زان سبب با عاشقان انکارهاست

چون بعالم نیست بی غم شادیی

با گل وصلت ز هجران خارهاست

در جدایی جان ما را دایما

با خیال وصل خوش بازارهاست

ای اسیری عاشق و معشوق را

بی زبان با یکدیگر گفتارهاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶دو عالم غرق انوار تجلی است
  2. شمارهٔ ۱۴۷گشت تابان مهر ذاتش از صفات
  3. شمارهٔ ۱۴۸پیش عارف که ز آفات طریق اگاهست
  4. شمارهٔ ۱۴۹هرکه او پیوسته با یاد خداست
  5. شمارهٔ ۱۵۰از شوق رخت در همه جا غلغله هست
  6. شمارهٔ ۱۵۱جمله عالم رو بما دارند و مارا روبدوست
  7. شمارهٔ ۱۵۲دل را بجمال رخ تو مهر تولاست
  8. شمارهٔ ۱۵۳هر دل که از کدورت طبع و هوا برست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.