پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

هرکه عاشق نیست مرد کار نیست

بوالهوس را بر دراو بار نیست

زآتش عشق است داغی بر دلم

نیست عاشق هرکه دل افکار نیست

هرکه شد مستغرق دیدار تو

با غم دنیا و دینش کار نیست

کی توان روی تو دیدن بی رقیب

در جهان هرگز گلی بی خار نیست

روبچشم دل نظر کن جان من

خانه پر یارست هیچ اغیار نیست

یک قدم بر فرق موهومات نه

ره بدلبر جان ما بسیار نیست

گر بسرخلق عالم ره بری

جمله اقرارست هیچ انکار نیست

در پس هر پرده سری دیگرست

دیده بگشا حاجت گفتار نیست

هست پیش عاشقان آن سر عیان

لیک زاهد محرم اسرار نیست

عشق و معشوقست و عاشق عین هم

در یقین عارفان پندار نیست

با غم هجران اسیری را چه کار

یک نفس جانش چو بی دلدار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳زاد راه عاشقان سوز و نیاز و زاریست
  2. شمارهٔ ۱۴۴با غم معشوق ما را کارهاست
  3. شمارهٔ ۱۴۵صورت یاربخواب امد و در گوشم گفت
  4. شمارهٔ ۱۴۶دو عالم غرق انوار تجلی است
  5. شمارهٔ ۱۴۷گشت تابان مهر ذاتش از صفات
  6. شمارهٔ ۱۴۸پیش عارف که ز آفات طریق اگاهست
  7. شمارهٔ ۱۴۹هرکه او پیوسته با یاد خداست
  8. شمارهٔ ۱۵۰از شوق رخت در همه جا غلغله هست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.