پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷

ما ز جام باده عشقیم مخمورالست

زان سبب باشد مدامم با می و شاهد نشست

با می و معشوق چون شد عهد و پیمانم درست

عهدنام نیک و زهد و توبه را خواهم شکست

پای همت برسرزهد ریا بنهاده ایم

رندم و مست و خراباتی و جام می بدست

عشق ترسا زاده ما را برد خوش خوش برکنار

از مسلمانی و دین و برمیان زناربست

غمزه جادو دل و دینم تمامی برده بود

نیم جانی ماند و خواهد آن دو چشم نیم مست

حسن شاهد از همه ذرات چون مشهود ماست

حق پرستم دان اگر بینی که گشتم بت پرست

چون اسیری باده جام فنا را نوش کرد

مست و بیخود گشت و از قید خودی یکباره رست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹تا بعشق تو جان گرفتارست
  2. شمارهٔ ۱۴۰عاشقان را در طریق عشق حالی دیگرست
  3. شمارهٔ ۱۴۱هرکه عاشق نیست مرد کار نیست
  4. شمارهٔ ۱۴۲آنکه پنهان دل ز مردم می برد پیداست کیست
  5. شمارهٔ ۱۴۳زاد راه عاشقان سوز و نیاز و زاریست
  6. شمارهٔ ۱۴۴با غم معشوق ما را کارهاست
  7. شمارهٔ ۱۴۵صورت یاربخواب امد و در گوشم گفت
  8. شمارهٔ ۱۴۶دو عالم غرق انوار تجلی است
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.