پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

جانا بیا که صحبت جانانم آرزوست

جامی ز باده لب خندانم آرزوست

از زاهدی و زهد ریائی دلم گرفت

می خوارگی و مجلس رندانم آرزوست

در پای گل میان چمن جام می بکف

واندر کنار سرو خرامانم آرزوست

درخانه فراق تو دلتنگ گشته ایم

گلگشت باغ وصل تو از جانم آرزوست

در ظلمت غمیم اسیری ز شوق یار

دیدار نوربخش ز جانانم آرزوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸ای ز خورشید جمالت گشته روشن کاینات
  2. شمارهٔ ۱۳۹تا بعشق تو جان گرفتارست
  3. شمارهٔ ۱۴۰عاشقان را در طریق عشق حالی دیگرست
  4. شمارهٔ ۱۴۱هرکه عاشق نیست مرد کار نیست
  5. شمارهٔ ۱۴۲آنکه پنهان دل ز مردم می برد پیداست کیست
  6. شمارهٔ ۱۴۳زاد راه عاشقان سوز و نیاز و زاریست
  7. شمارهٔ ۱۴۴با غم معشوق ما را کارهاست
  8. شمارهٔ ۱۴۵صورت یاربخواب امد و در گوشم گفت
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.