پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

ای که کوی یارمیجویی دو عالم کوی اوست

در حقیقت روی جمله خلق عالم سوی اوست

ای که می پرسی نشان از زلف جانان بیگمان

پیش ارباب یقین هر ذره یک موی اوست

نیست کس را جز بسوی قبله رویش سجود

سجده گاه جمله عالم چون خم ابروی اوست

چون ز مرآت رخ خوبان جمالش ظاهرست

عشق مجنون بررخ لیلی همه بربوی اوست

چشم مستش هر زمانی فتنه آرد پدید

شور و غوغا در جهان از نرگس جادوی اوست

هرکه بینا شد بنور معرفت بیند عیان

کین همه ذرات پیدا ز آفتاب روی اوست

ای اسیری نیستی تنها اسیر دام او

جمله عالم پای بند حلقه گیسوی اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷ما ز جام باده عشقیم مخمورالست
  2. شمارهٔ ۱۳۸ای ز خورشید جمالت گشته روشن کاینات
  3. شمارهٔ ۱۳۹تا بعشق تو جان گرفتارست
  4. شمارهٔ ۱۴۰عاشقان را در طریق عشق حالی دیگرست
  5. شمارهٔ ۱۴۱هرکه عاشق نیست مرد کار نیست
  6. شمارهٔ ۱۴۲آنکه پنهان دل ز مردم می برد پیداست کیست
  7. شمارهٔ ۱۴۳زاد راه عاشقان سوز و نیاز و زاریست
  8. شمارهٔ ۱۴۴با غم معشوق ما را کارهاست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.