پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳

حسن خوبان جهان عکس رخ زیبای اوست

لاجرم در هر سری از زلفشان سودای اوست

آفتاب عشق با هر ذره دارد نسبتی

نسبت معشوق و عاشق عین نسبت های اوست

هست روشن پیش ارباب نظر چون آفتاب

کین جهان پیدا ز نور روی مهر آرای اوست

از شراب چشم مخمورش جهان مست و خراب

فتنه و آشوب عالم نرگس شهلای اوست

جامه حسن بتان از روی او شد مستعار

کین قبای نیکوئی برقامت رعنای اوست

حسن بی اندازه را کون و مکان آئینه است

گرچه مرآت جهان روی جهان آرای اوست

میکند طیران فراز نه فلک مرغ دلم

رهبر جان اسیری همت والای اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵ای که کوی یارمیجویی دو عالم کوی اوست
  2. شمارهٔ ۱۳۶جانا بیا که صحبت جانانم آرزوست
  3. شمارهٔ ۱۳۷ما ز جام باده عشقیم مخمورالست
  4. شمارهٔ ۱۳۸ای ز خورشید جمالت گشته روشن کاینات
  5. شمارهٔ ۱۳۹تا بعشق تو جان گرفتارست
  6. شمارهٔ ۱۴۰عاشقان را در طریق عشق حالی دیگرست
  7. شمارهٔ ۱۴۱هرکه عاشق نیست مرد کار نیست
  8. شمارهٔ ۱۴۲آنکه پنهان دل ز مردم می برد پیداست کیست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.