پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

تا که خورشید جمال از برج رویت طالعست

خانه جان و دلم روشن ز نور لامعست

جمله عالم نقاب شاهد روی تو شد

این سخن پنهان نمی گویم حدیثی شایعست

می شود روشن ز حسنت هرنفس کون و مکان

زانکه از مهر رخت هر لحظه نوری ساطعست

هرزمان یابم حیاتی تازه از دیدار تو

مرده دل آنکس که عمرش بی جمالت ضایعست

هرکرا با دولت وصل تو باشد دست رس

هم زمانه چاکرست او را و گردون تابعست

قصه بوس و کنارش هست امری بس محال

دیده در عمری بدیداری از آن مه قانعست

پرتو خورشید عالم سوز روی نوربخش

قید موهوم اسیری از دو عالم رافعست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴مقبل کسی که شادی وصل تو دیده است
  2. شمارهٔ ۱۳۵ای که کوی یارمیجویی دو عالم کوی اوست
  3. شمارهٔ ۱۳۶جانا بیا که صحبت جانانم آرزوست
  4. شمارهٔ ۱۳۷ما ز جام باده عشقیم مخمورالست
  5. شمارهٔ ۱۳۸ای ز خورشید جمالت گشته روشن کاینات
  6. شمارهٔ ۱۳۹تا بعشق تو جان گرفتارست
  7. شمارهٔ ۱۴۰عاشقان را در طریق عشق حالی دیگرست
  8. شمارهٔ ۱۴۱هرکه عاشق نیست مرد کار نیست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.