پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

رند و قلاشیم و مست و می پرست

از شراب عشق تو رفته ز دست

معتکف در کعبه و مسجد بدم

در خراباتم کنون افتاده مست

تا بمعشوقی کنی اظهار ناز

از نیاز عاشقان عالم پرست

جمله عالم غرق بحر وحدتند

از زمین و آسمان بالا و پست

بود عالم جز بهستی تو نیست

دایما از فیض عامت نیست هست

نقش بند ما مثال خویش خواست

صورت آدم کشید و نقش بست

از شراب وصل تو مست مدام

چون اسیری گبر و ترسا بت پرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹مهر روی تو که تابان ز همه ذراتست
  2. شمارهٔ ۱۳۰ای نهان خورشید ذات تو در ابر کاینات
  3. شمارهٔ ۱۳۱تا نقد دارضرب معارف کلام ماست
  4. شمارهٔ ۱۳۲تا که خورشید جمال از برج رویت طالعست
  5. شمارهٔ ۱۳۳حسن خوبان جهان عکس رخ زیبای اوست
  6. شمارهٔ ۱۳۴مقبل کسی که شادی وصل تو دیده است
  7. شمارهٔ ۱۳۵ای که کوی یارمیجویی دو عالم کوی اوست
  8. شمارهٔ ۱۳۶جانا بیا که صحبت جانانم آرزوست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.