پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

ای نهان خورشید ذات تو در ابر کاینات

گشت ذرات جهان پیدا ز انوار صفات

مهر ذاتت بی جهات و کیف و کم باشد ولی

ز انبساط نور او شد روشن اطراف و جهات

ممکن از جود وجود واجب آمد در وجود

فیض عامش گشت شامل بر جمیع ممکنات

چون جهان، حسن رخت را هست مظهر از چه رو

نیست یکسان، کفر و ایمان، کعبه و لات و منات

مابدام زلف تو در بند مشکل مانده ایم

ای فروغ نور رویت حل جمله مشکلات

بی جمال تو دو عالم بود دایم در ممات

ز آب حیوان لب لعلت جهان را شد حیات

شد اسیری واله حسن تو از روی بتان

ای جمال نوربخش تو عیان از کاینات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲تا که خورشید جمال از برج رویت طالعست
  2. شمارهٔ ۱۳۳حسن خوبان جهان عکس رخ زیبای اوست
  3. شمارهٔ ۱۳۴مقبل کسی که شادی وصل تو دیده است
  4. شمارهٔ ۱۳۵ای که کوی یارمیجویی دو عالم کوی اوست
  5. شمارهٔ ۱۳۶جانا بیا که صحبت جانانم آرزوست
  6. شمارهٔ ۱۳۷ما ز جام باده عشقیم مخمورالست
  7. شمارهٔ ۱۳۸ای ز خورشید جمالت گشته روشن کاینات
  8. شمارهٔ ۱۳۹تا بعشق تو جان گرفتارست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.