پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

بیا جانا که بی تو جان خرابست

دلم از آتش شوقت کبابست

خورم خون جگر بی تو نگارا

بهجرانت مرا اینها شرابست

ندارم غیر عشقت در جهان کار

ترا با من چرا چندین عتابست

ز درد فرقتت ای جان جانان

تنم بیمار و دل در اضطرابست

قدت سرو و لبت قند و میان موی

جبینت ماه و رویت آفتابست

دلم را با وجود خاک کویت

نه پروای بهشت و نه ثوابست

ز دست هجر از پای اوفتادم

اگر رحمی کنی فکری صوابست

دوائی کن بوصل خود دلم را

که از درد و غم هجران خرابست

اسیری گر ز حالت پرسد آن ماه

بگو درد درونم بی حسابست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵روی تو ظاهرست بعالم نهان کجاست
  2. شمارهٔ ۱۲۶روی چو مهت کاینه جان و جهانست
  3. شمارهٔ ۱۲۷رند و قلاشیم و مست و می پرست
  4. شمارهٔ ۱۲۸میخانه از لعل لب تو پرشرو شور است
  5. شمارهٔ ۱۲۹مهر روی تو که تابان ز همه ذراتست
  6. شمارهٔ ۱۳۰ای نهان خورشید ذات تو در ابر کاینات
  7. شمارهٔ ۱۳۱تا نقد دارضرب معارف کلام ماست
  8. شمارهٔ ۱۳۲تا که خورشید جمال از برج رویت طالعست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.