پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

جان ما عاشق سروقد جانانه شدست

غرقه بحر غمش از پی در دانه شدست

مست عشقست و کند میل شراب لب او

تا که مخمور دو چشم خوش مستانه شدست

ساخته قبله خود کویش و از دین فارغ

کعبه یک سو بنهادست و به بتخانه شدست

شمه تا خبر از عشق بتان یافته است

بیخبر از غم این بیدل دیوانه شدست

دارد از شادی وصلش ز غم هجر فراغ

عشق را تا دل او مسکن و کاشانه شدست

تا بمعشوقه پرستی بجهان مشهوری

قصه لیلی و مجنون ز تو افسانه شدست

شد گرفتار بلا جان اسیری زان دم

که نهان گنج غمش در دل ویرانه شدست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱نیست ما را هیچ فکری جز لقای روی دوست
  2. شمارهٔ ۱۲۲دایما درد تو همراه منست
  3. شمارهٔ ۱۲۳بیا جانا که بی تو جان خرابست
  4. شمارهٔ ۱۲۴گردیدن گردون یقین از عشق جانان بوده است
  5. شمارهٔ ۱۲۵روی تو ظاهرست بعالم نهان کجاست
  6. شمارهٔ ۱۲۶روی چو مهت کاینه جان و جهانست
  7. شمارهٔ ۱۲۷رند و قلاشیم و مست و می پرست
  8. شمارهٔ ۱۲۸میخانه از لعل لب تو پرشرو شور است
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.