پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

گنج اسرار یقین در کنج خلوت حاصلست

واقف گنج معانی بیگمان صاحب دلست

ره بوحدت کی بری، تا در حجاب کثرتی

هرکه شد محجوب کثرت او ز وحدت غافلست

چون میان عاشق و معشوق نسبت عشق بود

میل آن با این و این یک نیز باآن مایلست

از کمالی نیست خالی هیچ نقصان در وجود

هرکه دارد این نظر می دان که مرد کاملست

هرکه غرق بحر وحدت شد خبر دارد زما

ورنه حال ما چه داند هرکه او بر ساحلست

آتش شوق جمالش در دل گردون فتاد

در هوای روی اوتنها نه پایم در گلست

زاهدا پیوسته چون در دست هجرانی اسیر

کی کنی باور که جان ما بجانان واصلست

گر نشان جوید کسی از ما بعالم گو مجو

زانکه ما را در مقام بی نشانی منزلست

قتل عاشق را بشمشیر جفا باطل مدان

گر قتیل عشق داند حق بدست قاتلست

مهر رویش از همه ذرات عالم ظاهر است

هر که این معنی نداند پیش دانا جاهلست

نیست محجوب از اسیری مهر روی نوربخش

ظلمت هستی ما اندر میانه حایل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴بی جمال روی تو دل را حیاتی هست نیست
  2. شمارهٔ ۱۱۵با خیال زلف تو در خلوت تارم خوشست
  3. شمارهٔ ۱۱۶ازپرتو جمال تو عالم منورست
  4. شمارهٔ ۱۱۷ای مصحف جمال تو اوراق کاینات
  5. شمارهٔ ۱۱۸گر مهر فاحببت بذرات نه ساریست
  6. شمارهٔ ۱۱۹جان ما عاشق سروقد جانانه شدست
  7. شمارهٔ ۱۲۰شفای این دل بیمار جز لقای تو نیست
  8. شمارهٔ ۱۲۱نیست ما را هیچ فکری جز لقای روی دوست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.