پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

ای جمالت گشته پیدا از نقاب کاینات

حسن رخسار تو پنهان در حجاب کاینات

بهر اظهار صفات بیحد و اندازه شد

مختفی خورشید ذاتت در سحاب کاینات

تا بصحراشد پی اظهار خود سلطان عشق

کرد برپا خیمه حسن از طناب کاینات

گشت ذرات جهان تابان و روشن همچو ماه

تا نهان شد مهر رویت در نقاب کاینات

ذوق و لذت عارفی دارد که میخواند روان

جمله آیات حسنت از کتاب کاینات

چون درآید در خروش و جوش دریای قدم

کی گذارد کی،برو نقش حباب کاینات

جمله ذرات جهان همچو(ن) اسیری سایه اند

هست روی نور بخشش آفتاب کاینات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳بقید زلف تو جانم عجب گرفتارست
  2. شمارهٔ ۱۱۴بی جمال روی تو دل را حیاتی هست نیست
  3. شمارهٔ ۱۱۵با خیال زلف تو در خلوت تارم خوشست
  4. شمارهٔ ۱۱۶ازپرتو جمال تو عالم منورست
  5. شمارهٔ ۱۱۷ای مصحف جمال تو اوراق کاینات
  6. شمارهٔ ۱۱۸گر مهر فاحببت بذرات نه ساریست
  7. شمارهٔ ۱۱۹جان ما عاشق سروقد جانانه شدست
  8. شمارهٔ ۱۲۰شفای این دل بیمار جز لقای تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.