پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

درد تو دوای دل و هم مرهم جانست

دشنام تو بهتر ز دعای دگرانست

لطف است و وفا جور و جفایت بحقیقت

جنگ تو بعاشق همه از صلح نشانست

دیدم که رضایت همه در ناله و زاری است

این ناله و افغان دلم از پی آنست

یک شمه ز حسن تو هرآنکس که به بیند

دیوانه شد و در پی او خلق دوانست

در جلوه گری حسن رخت دیدم و گفتم

این حسن نه حسن است که در حدبیانست

پیدا و نهان آینه روی تو دیدیم

گر عالم جانست و گر ملک جهانست

برآتش عشق تو دل و جان اسیری

بریان و کبابست چه گویم که چه سانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲گنج اسرار یقین در کنج خلوت حاصلست
  2. شمارهٔ ۱۱۳بقید زلف تو جانم عجب گرفتارست
  3. شمارهٔ ۱۱۴بی جمال روی تو دل را حیاتی هست نیست
  4. شمارهٔ ۱۱۵با خیال زلف تو در خلوت تارم خوشست
  5. شمارهٔ ۱۱۶ازپرتو جمال تو عالم منورست
  6. شمارهٔ ۱۱۷ای مصحف جمال تو اوراق کاینات
  7. شمارهٔ ۱۱۸گر مهر فاحببت بذرات نه ساریست
  8. شمارهٔ ۱۱۹جان ما عاشق سروقد جانانه شدست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.