پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

خورشید رخت از همه ذرات عیانست

باآنکه عیانست پس پرده نهانست

رویت زچه رو روی بهر روی نهان کرد

گوئی که مگر مصلحت کار در آنست

هر لحظه بما روی بنوعی بنماید

این جلوه همه از پی صاحب نظرانست

از آینه روی بتان حسن تو دیدیم

حیرانی ما در رخ خوبان همه زانست

بر لوح دلم نقش خیال تو مصور

بر صفحه جان از خط و خال تو نشانست

غرق است بدریای تحیر دل عاشق

دلبر بکنار و غم عشقش بمیانست

معشوق نهانست و اسیری ز پی عشق

مست است ازآن رو همه با زار و فغانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱ای جمالت گشته پیدا از نقاب کاینات
  2. شمارهٔ ۱۱۲گنج اسرار یقین در کنج خلوت حاصلست
  3. شمارهٔ ۱۱۳بقید زلف تو جانم عجب گرفتارست
  4. شمارهٔ ۱۱۴بی جمال روی تو دل را حیاتی هست نیست
  5. شمارهٔ ۱۱۵با خیال زلف تو در خلوت تارم خوشست
  6. شمارهٔ ۱۱۶ازپرتو جمال تو عالم منورست
  7. شمارهٔ ۱۱۷ای مصحف جمال تو اوراق کاینات
  8. شمارهٔ ۱۱۸گر مهر فاحببت بذرات نه ساریست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.