پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

زمهر روی تو هر ذره ماه تابانست

ز تاب پرتو حسن تو عقل حیرانست

بیابیا که ز درد تو ناتوان گشتم

بجز نظر بجمالت بگو چه درمانست

اگر چه شاهد رویت ز خلق گشت نهان

عیان بدیده ماشد هرآنچه پنهانست

بیک کرشمه ربودی قرار و صبر از دل

کنون ز شوق تو مارانه سر نه سامانست

بغیر یار درین دار نیست دیاری

خیال غیر اگر هست پیش نادانست

فنا نگشته خلاصی مجوز دست فراق

بوصل دوست رسیدن نه کار آسانست

بیا و جای اقامت بملک عشق طلب

که کوی زهد اسیری نه جای رندانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹در بزم وصل یار مرا گرچه بارنیست
  2. شمارهٔ ۱۰۰مستیم تا ابد شده از بیخودی ز دست
  3. شمارهٔ ۱۰۱دل ز بند غم دمی آزاد نیست
  4. شمارهٔ ۱۰۲از حسن عالم گیراو کونین پرغوغاشدست
  5. شمارهٔ ۱۰۳در سویدای دلم سودای عشقش جا گرفت
  6. شمارهٔ ۱۰۴خورشید رخت از همه ذرات چو پیداست
  7. شمارهٔ ۱۰۵دلم با دوست دایم در وصالست
  8. شمارهٔ ۱۰۶جهان عکس رخ مه پیکر ماست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.