پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

در بزم وصل یار مرا گرچه بارنیست

جز جست و جوی او دگرم هیچ کارنیست

دیار در دو کون ندیدیم غیر دوست

زیرا درین دیار کسی غیر یار نیست

گوید خرد که از غم عشقش کنار جو

دریای عشق را چه کنم چون کنار نیست

مست شراب عشق نه بیند غم خمار

هر مستی دگر که بود بی خمار نیست

جز شربت لب تو اگر شهد و شکرست

در کام جان خسته دلان خوشگوار نیست

روز قیامت است مرا ای مراد جان

روزی که سرو قامت تو درکنار نیست

بر جان ماست ز آتش عشق تو داغها

دردا که سوز و درد دلم در شمار نیست

تا شد قرار گاه غمت جان بیقرار

بی درد عشق حال دلم بر قرار نیست

جز سوز جان و داغ دل و عجز و نیستی

جان مرا بعشق اسیری شعار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱دل ز بند غم دمی آزاد نیست
  2. شمارهٔ ۱۰۲از حسن عالم گیراو کونین پرغوغاشدست
  3. شمارهٔ ۱۰۳در سویدای دلم سودای عشقش جا گرفت
  4. شمارهٔ ۱۰۴خورشید رخت از همه ذرات چو پیداست
  5. شمارهٔ ۱۰۵دلم با دوست دایم در وصالست
  6. شمارهٔ ۱۰۶جهان عکس رخ مه پیکر ماست
  7. شمارهٔ ۱۰۷خیل غمت بجور و جفا ملک جان گرفت
  8. شمارهٔ ۱۰۸یارب ز چه روروی تو در پرده نهانست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.