پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

مستیم تا ابد شده از بیخودی ز دست

زان باده که داد بما ساقی الست

من مست عشقم از بر ما خیز زاهدا

بد نام می شوی که بما میکنی نشست

هرگز خمار فرقت جانان ندید جان

از باده وصال چو بودم همیشه مست

من فاش گویمت دو جهان غیر یار نیست

سر چنین بلند نخواهیم گفت پست

از مظهر جهان چو توئی ظاهر از چه شد

این اختلاف مؤمن و ترسا و بت پرست

بی بهره از جمال رخت نیست ذره

مرآت حسن روی تو بودست هرچه هست

تا مهر نوربخش بتابید بر دلم

از جمله قید جان اسیری ما برست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲از حسن عالم گیراو کونین پرغوغاشدست
  2. شمارهٔ ۱۰۳در سویدای دلم سودای عشقش جا گرفت
  3. شمارهٔ ۱۰۴خورشید رخت از همه ذرات چو پیداست
  4. شمارهٔ ۱۰۵دلم با دوست دایم در وصالست
  5. شمارهٔ ۱۰۶جهان عکس رخ مه پیکر ماست
  6. شمارهٔ ۱۰۷خیل غمت بجور و جفا ملک جان گرفت
  7. شمارهٔ ۱۰۸یارب ز چه روروی تو در پرده نهانست
  8. شمارهٔ ۱۰۹خورشید رخت از همه ذرات عیانست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.