پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

آفتاب روی تو تابان شدست

در شعاعش جان و دل حیران شدست

نور مطلق گشت ذرات جهان

تاکه خورشید رخت تابان شدست

جان که در تاب تجلی شد فنا

در حقیقت واصل جانان شدست

آنکه روز و شب گدای کوی تست

بر همه خلق جهان سلطان شدست

شد بملک عاشقی افسانه

هرکه در عشق تو جان افشان شدست

جان ما در پرتو حسن رخت

محو و شیدا بی سر و سامان شدست

عشق جانان جان بیمار مرا

بوالعجب هم درد و هم درمان شدست

جان و دل در راه عشقت باختن

عاشق دیوانه را آسان شدست

تا اسیری شد اسیر زلف یار

فارغ از کفر و هم از ایمان شدست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴اسیر عشق تو از هردوکون آزاد است
  2. شمارهٔ ۹۵ای آفتاب ذات تو تابنده از صفات
  3. شمارهٔ ۹۶در حسن چون رخت بجهان آفتاب نیست
  4. شمارهٔ ۹۷زمهر روی تو هر ذره ماه تابانست
  5. شمارهٔ ۹۸امید من به لطف عمیم تو واثق است
  6. شمارهٔ ۹۹در بزم وصل یار مرا گرچه بارنیست
  7. شمارهٔ ۱۰۰مستیم تا ابد شده از بیخودی ز دست
  8. شمارهٔ ۱۰۱دل ز بند غم دمی آزاد نیست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.