پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

ای جمله جهان شیفته حسن و جمالت

جان و دل عشاق اسیر خط و خالت

از بهر تراش دل و دین تاختن آرد

در مملکت جان همه دم خیل خیالت

ما را ز خمار غم هجران خبری نیست

چون مست مدامم ز می جام وصالت

بگرفت جمال تو بدعوی همه آفاق

در حسن و ملاحت بجهان نیست مثالت

در کشتن عشاق نمایی ید بیضا

خون همه گویی که بفتوی است حلالت

دادند بهر کس ز ازل قسمت و بخشی

زان روز دلم را غم عشق است حوالت

چون شاهد حسن تو ز رخ پرده برانداخت

شد محو فنا جان اسیری ز جمالت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵ای آفتاب ذات تو تابنده از صفات
  2. شمارهٔ ۹۶در حسن چون رخت بجهان آفتاب نیست
  3. شمارهٔ ۹۷زمهر روی تو هر ذره ماه تابانست
  4. شمارهٔ ۹۸امید من به لطف عمیم تو واثق است
  5. شمارهٔ ۹۹در بزم وصل یار مرا گرچه بارنیست
  6. شمارهٔ ۱۰۰مستیم تا ابد شده از بیخودی ز دست
  7. شمارهٔ ۱۰۱دل ز بند غم دمی آزاد نیست
  8. شمارهٔ ۱۰۲از حسن عالم گیراو کونین پرغوغاشدست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.