پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

اسیر عشق تو از هردوکون آزاد است

کسی که با غم تو مونس است دلشاد است

چه منع عاشق دیوانه میکنی زاهد

بعشق دوست ندانم ترا چه واداداست

مکن ملامت عاشق بعشق ورزیدن

که کار عشق نه کسبی است بل خداداد است

بغمزه چشم تو بنیاد غارت جان کرد

ز ترک مست نپرسی که این چه بنیاد است

درون خلوت جانم هزار گلزار است

خیال روی تو آنجا چو رخت بنهادست

جهان ز تاب تجلی شدست غرقه نور

مگر که یار ز رخسار پرده بگشادست

بیک کرشمه ز عشاق جان و دل بربود

بدلبری چه توان گفت کو چه استاد است

بنوش باده عشق و بریش زهد بخند

چه اعتبار بکار جهان که برباد است

همیشه کارتو سوزست و ناله و زاری

اسیریا بخدا گو ترا چه افتادست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶در حسن چون رخت بجهان آفتاب نیست
  2. شمارهٔ ۹۷زمهر روی تو هر ذره ماه تابانست
  3. شمارهٔ ۹۸امید من به لطف عمیم تو واثق است
  4. شمارهٔ ۹۹در بزم وصل یار مرا گرچه بارنیست
  5. شمارهٔ ۱۰۰مستیم تا ابد شده از بیخودی ز دست
  6. شمارهٔ ۱۰۱دل ز بند غم دمی آزاد نیست
  7. شمارهٔ ۱۰۲از حسن عالم گیراو کونین پرغوغاشدست
  8. شمارهٔ ۱۰۳در سویدای دلم سودای عشقش جا گرفت
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.