پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

هرگز نبود حسن ترا مبداء و غایت

نه عشق مرا هست نهایت نه بدایت

بی هادی عشقت بخدا سالک عاشق

هرگز نتواند که رود راه هدایت

زاهد که همه در پی حوری و بهشت است

دیدار تو میجست اگر داشت درایت

عاشق نبرد جان بسلامت ز ره عشق

از جانب معشوق اگر نیست حمایت

بس دور فتادست ز معشوق و ره عشق

هرکو نکند جانب عشاق رعایت

ره سوی وصال تو برد این دل مهجور

هرگه که درآید بمیان دست ولایت

بر حال دل زار اسیری ز توای جان

از عین ترحم نظری هست کفایت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰چون کون مکان بتو عیانست
  2. شمارهٔ ۹۱بقید زلف تا جانم اسیر است
  3. شمارهٔ ۹۲آفتاب روی تو تابان شدست
  4. شمارهٔ ۹۳ای جمله جهان شیفته حسن و جمالت
  5. شمارهٔ ۹۴اسیر عشق تو از هردوکون آزاد است
  6. شمارهٔ ۹۵ای آفتاب ذات تو تابنده از صفات
  7. شمارهٔ ۹۶در حسن چون رخت بجهان آفتاب نیست
  8. شمارهٔ ۹۷زمهر روی تو هر ذره ماه تابانست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.