پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

صیت جمال روی تو عالم فروگرفت

حسنت جهان گرفت و بوجه نکو گرفت

زاهد که منع عاشق دیوانه می نمود

رویت چو دید آتش عشقش درو گرفت

بی پرده تاب حسن و جمالش کسی نداشت

زان رو نقاب مائی ما را برو گرفت

غلمان و حور را بنظر کی درآورد

هر دل که با جمال رخ یار خو گرفت

(چون وایه دلم همه دم شاهد و می است

از توبه دست شستم و جام و سبو گرفت)

(تا از نقاب زلف جمالش نمود رو

سودای زلف او همه جان موبمو گرفت)

(گویند از چه جان اسیری مشوش است)

(آشفتگی ز زلف پریشان او گرفت)

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶جان طالب جمال دلفروز یار ماست
  2. شمارهٔ ۷۷بما پیداست حسن طلعت ذات
  3. شمارهٔ ۷۸معشوق باز و رندم و قلاش و می پرست
  4. شمارهٔ ۷۹تعالی الله رویست و جمالست
  5. شمارهٔ ۸۰عشق ورزی مذهب ودین منست
  6. شمارهٔ ۸۱تا نقاب زلف از روی تو دور افتاده است
  7. شمارهٔ ۸۲خواهی که دیده باز کنی بر جمال دوست
  8. شمارهٔ ۸۳جهان از پرتو روی تو پیداست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.