پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

تعالی الله رویست و جمالست

چه انوار تجلی و چه حالست

به هر دم حسن او نوعی نماید

به هر عشق دگرگونش وصالست

به هر صورت که بینی اوست پیدا

بمعنی نقش عالم زو مثالست

نمود یک حقیقت شد دو عالم

چو احول گردو می بینی خیالست

بشوق و عشق رو در راه وصلش

که شوق و عشق جانرا پرو بالست

دلی کو دولت دیدار دریافت

ز خلد و حور جانش را ملالست

اسیری روی او هر دم نماید

بما حسنی که در حد کمالست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱تا نقاب زلف از روی تو دور افتاده است
  2. شمارهٔ ۸۲خواهی که دیده باز کنی بر جمال دوست
  3. شمارهٔ ۸۳جهان از پرتو روی تو پیداست
  4. شمارهٔ ۸۴از آفتاب روی تو عالم پر از ضیاست
  5. شمارهٔ ۸۵مرادم وصل یار نازنین است
  6. شمارهٔ ۸۶روز فراق اگر ز قیامت علامت است
  7. شمارهٔ ۸۷هرکه از سر عشق آگاهست
  8. شمارهٔ ۸۸هرگز نبود حسن ترا مبداء و غایت
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.