پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

تا نقاب زلف از روی تو دور افتاده است

جان مشتاقان از آن رودر حضور افتاده است

شاهد رویت نماید هر زمان حسنی دگر

عاشق دیوانه دل زان ناصبور افتاده است

عاشقان را وایه دیدار تو باشد در بهشت

زاهد نادان پی غلمان و حور افتاده است

راه زاهد در حقیقت بود تقلید و مجاز

زین سبب از کوچه تحقیق دور افتاده است

قسم جانم در ازل چون عشق جانان بوده است

عشق ورزی زاهدا مارا ضرور افتاده است

غیرتی بنمای جانا خانه خالی کن ز غیر

چونکه دلدارت بسی تند و غیور افتاده است

شد دلم آزاده از قید غم هجران دوست

تا بملک وصل او جانرا عبور افتاده است

زاهدا از ما مجو هشیاری و زهد و ورع

زانک مست عشق از آنها بس نفور افتاده است

تا اسیری دید خورشید جمالت بی نقاپ

غرق بحر نورو محو بی شعور افتاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳جهان از پرتو روی تو پیداست
  2. شمارهٔ ۸۴از آفتاب روی تو عالم پر از ضیاست
  3. شمارهٔ ۸۵مرادم وصل یار نازنین است
  4. شمارهٔ ۸۶روز فراق اگر ز قیامت علامت است
  5. شمارهٔ ۸۷هرکه از سر عشق آگاهست
  6. شمارهٔ ۸۸هرگز نبود حسن ترا مبداء و غایت
  7. شمارهٔ ۸۹ذرات کون پرتو خورشید مطلق است
  8. شمارهٔ ۹۰چون کون مکان بتو عیانست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.