پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

جان طالب جمال دلفروز یار ماست

غافل که یار ما همه دم در کنار ماست

ما را ز جور دهر و جفای فلک چه غم

چون یار ما بمهر و وفا غمگسار ماست

جانا مجوز ما بجهان کار عقل و دین

دیوانگی ز عشق تو پیوسته کارماست

مخمور لم یزل شده دل از دو چشم دوست

جان مست سرمدی زمی لعل یارماست

هر جا که یار ما ننماید بما جمال

گر جنت است دوزخ جانست و نارماست

بینم لقای یار و همین است فخر ما

عمری که بی جمال رخش رفت عارماست

جز زلف و روی یار ندانیم و کفر و دین

هر نیک و بد که هست همه در شمار ماست

در ملک جان و دل مطلب غیر یار ما

دیار غیر یار کجا در دیار ماست

مستی و عیش و عشرت ما از جمال اوست

بی روی او مدام اسیری خمار ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸معشوق باز و رندم و قلاش و می پرست
  2. شمارهٔ ۷۹تعالی الله رویست و جمالست
  3. شمارهٔ ۸۰عشق ورزی مذهب ودین منست
  4. شمارهٔ ۸۱تا نقاب زلف از روی تو دور افتاده است
  5. شمارهٔ ۸۲خواهی که دیده باز کنی بر جمال دوست
  6. شمارهٔ ۸۳جهان از پرتو روی تو پیداست
  7. شمارهٔ ۸۴از آفتاب روی تو عالم پر از ضیاست
  8. شمارهٔ ۸۵مرادم وصل یار نازنین است
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.